تبليغاتX
رهایی

بهروز کریم زاده آزاد شد.

بهروز کریم زاده پس از 48 ساعت بازداشت و  بازجویی توسط نیروهای امنیتی عصر امروز آزاد شد.

 

+ نوشته شده توسط در 85/10/23 و ساعت 0:8 |

 
 
خبر فوری برگرفته از وبلاگ ۱۶ آذر
 
طبق آخرین اخبار ، خانواده بهروز کریمی زاده عصر امروز برای کسب خبر از وضعیت وی به اداره پیگیری وزارت اطلاعات مراجعه کردند که در این مکان هیچ اطلاعی از وضعیت وی در اختیار آنها قرار داده نشده است.
+ نوشته شده توسط در 85/10/22 و ساعت 18:32 |

ناپدید شدن بهروز کریم زاده فعال دانشجوئی

بنا به اخبار رسیده بهروز کریم زاده دانشجوی اقتصاد  دانشگاه تهران و یکی  از فعالین جنیش دانشجوئی در ایران به مدت چند روز است که توسط مامورین وزارت اطلاعات ربوده شده است و هیچ اطلاعی از وی وجود ندارد. بهروز کریم زاده قبل از برگزاری اعتراضات دانشجوئی در 15 و 16 آذر از طرف وزارت اطلاعات احضار شده بود ، و به دلیل نرفتن وی به وزارت اطلاعات خانواده وی احضار گردیده و مادر بهروز کریم زاده را به وزارت اطلاعات برده بودند. با توجه به این که بهروز کریم زاده یک بار دیگر به مدت 24 ساعت توسط نیروهای لباس شخصی بازداشت و مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود. این بار هم وی را ربوده اند. ربودن و سر به نیست کردن فعالین دانشجوئی و کارگری و فعالین سیاسی در ایران توسط وزارت اطلاعات یک امر بسیار عادی میباشد نمونه منصور اسالو از رهبران سندیکای شرکت واحد،  بی اطلاعی از وضعیت بهروز کریم زاده موجبات نگرانی عمیق خانوده و دوستان وی را فراهم نموده است.لازم میباشد که تمامی انسانهای آزادیخواه و تمام احزاب و سازمانهای مدافع حقوق انسان حمایت و اعتراض خود را نسبت به ربوده شدن  بهروز کریم زاده اعلام نمایند.

وبلاگ  رهائی

www.rahai1.blogfa.com

2007/1/12

 

+ نوشته شده توسط در 85/10/22 و ساعت 14:45 |

          

         از وبلاگ دنیای بیمرز دیدن کنید

لینک وبلاگ  www.donyayebimarz.blogfa.com

+ نوشته شده توسط در 85/10/14 و ساعت 2:26 |

اطلاعیه روابط عمومی کانون دفاع از حقوق کودکان

سازمان مردمی کانون دفاع از حقوق کودکان به منظور جلب توجه احاد جامعه به رعایت حقوق و تلاش برای ایجاد روحیه شاد اقدام به برگزاری جشن بزرگ آدم برفی ها و فستیوال شادی و فعالیت های هنری میکند. لذا از عموم مردم دعوت میکنیم در این فستیوال شرکت کنند.

مکان : سنندج - پارک جنگلی آبیدر-امیریه

زمان : یکشنبه 10 دی 1385        ساعت 1 الی 5 بعد از ظهر

روابط عمومی کانون دفاع از حقوق کودکان

رهایی:

فستیوال  آدم برفی ها  را با حضور خود پر رنگ کنید حضور شما نشانه احترام به حقوق کودکان  میباشد. با حضور خود در این فستیوال به حقوق کودکان احترام بگذارید.احترام به حقوق کودکان یعنی داشتن یک آینده بهتر بیاید با حضور خود در فستیوال آدم برفی ها  کودکان را باور کنیم.کودکان  هم حق دارند.شادی و رفاه و داشتن یک دنیای بهتر  آرزوی تمام  انسانهای  جهان میباشد.

با حضور خود در فستیوال بزرگ آدم برفی ها این آرزو را  تحقق ببخشید.

مسولین وبلاگ رهائی

+ نوشته شده توسط در 85/10/09 و ساعت 21:0 |
 

مصاحبه کمپین حمایت از مهاجرین افغانی ساکن ایران با یک جوان افغانی در ایران

 

 

با سلام و درود به شما

1: اجرای طرح اخراج مهاجرین افغانی از کی شروع شده است و نحوه اجرای آن به چه صورتی میباشد؟

 

 حدود1ماه قبل اين طرح را اغاز كردند.كه دراين طرح نيروي انتظامي , وزارت کشور و وزارت كار همراه هم شروع به جمع آوري كارگران از محل كارشان نموده اند. كارمند وزارت كار به همراه نيروي انتظامي بدون اطلاع قبلي وارد ساختمان مي شوند.و همه را بدون اينكه اجازه بدهند تا كارگر دست و صورت خود را بشويد بازداشت كرده و بعد از ان مستقيما به اردوگاه ميفرستند.در انجا سرشماري شده وراهي مرز مي شوند.كلا از زمان بازداشت تا عبور از مرز 24 ساعت هم طول نمي كشد.نمونه اش هم چند مهاجر كه در جواديه تهران زندگي مي کنند-علاوه بر آن در کارگاه هاي خياطي و جاهاي ديگر بازرسي مي کنند   تا هر گاه کارفرمايي کارگر افغاني داشته باشد او را شديداَ جريمه کنند-در بعضي موارد ديده شده که حتي کارفرما را تا 3 ماه زنداني کرده اند.اگر در محلات مشاهده کنند که افغانها مشغول کاسبي از قبيل ميوه فروشي وسبزي فروشي هستند آنها را بازداشت مي کنند و پس از انتقال به کلانتري از آنها تعهد نامه کتبي مي گيرند و اجازه کار ازاد را هم به افغانهانمي دهند.

در بسياري موارد افغانها را اذيت و آزار مي کنند و هر آنچه که از دهانشان بيرون مي آيد به افغانها ميگويند.بدون آنکه ذره اي به شخصيت و سن و سال بنگرند.

 

 

 2: شما چند سال است که در ایران زندگی میکنید و آیا دولت ایران به شما امکاناتی را برای بهتر زندگی کردن داده است؟

 

 ما در سال1364 وارد ايران شديم. من در ان وقت كودكي2ماهه بودم.حدود 21 سال مي باشد كه در ايران زنگي مي كنيم.دولت ايران تا به حال به ما كه به عنوان پناهنده وارد ايران شده ايم هيچ امتيازي نداده است.به ما كار دولتي نمي دهند.بيمه نمي كنند.سند به نام ما نمي زنند.دربسياري از جاها دست مزد مان را بالا مي كشند و نمي دهند-هر سال که کارت هاي پناهندگي را عوض مي کنند از ما (افغانهاي داراي مدرک)مبالغ هنگفتي به بهانه هاي واحي مي گيرند.ماليات سالانه را از روي قبض هاي آب, برق ,تلفن و گاز پرداخت مي کنيم که به صورت آبونمان مي باشد اما امسال مبلغ (يکصد و هفتاد هزار تومان )بابت عوارض شهر داري از ما  و تمام افغانی هاگرفته اندکه در قبال آن يک نامه بدين منوال به ماداده اند.

------------------------------------------------------------

                                برادر گرامي جناب آقاي اذر نيا

                                مدير  کل دفتر اتباع و مهاجرين خارجي

احتراماً باز گشت به نامه شماره 217-51ش-م44 مورخ85/4/27 ونامه شماره 17/2/1848 مورخ 85/6/5 بدينوسيله آقاي *** مبلغ ***ريال

.طي فيش شماره ***به حساب شهرداري نزد بانک ملي شعبه فشم جاري 90001 کدبانک 2333 واريز نمودند

                  .مراتب جهت استحضار و بهره برداري ارسال مي گردد. ضمناَ اين گواهي ارزش قانوني ديگري ندارد

            با تجديد احترام

             محمد حسين حاجلو

          شهردار اوشان , فشم , ميگون

    تلفن:2-322320-0221                نمابر:3223310-0221  3224300-0221      تلفن گويا:(137)و  3223020-0221  

                                       Email:mail@qasran.org

Web Site WWW.Gasran>org

--------------------------------------------------------------

عوامل اين دولت نيزبه افغانها از يک سو مانند دشمن برخورد مي کنند.در بسياري از مناطق استان ساوه شبانه وارد ساختمانها و يا جاهايي که گمان دارند در انجا افغانها هستند يورش مي برند و کارگران را در خواب غافلگير کرده آنها بازداشت و روانه اردو گاه مي کنند. شهر پرند در ساوه نمونه بسيار خوبيست براي تحقيقات از افغانها

 

3: وضعیت زندگی افغانی های ساکن در ایران چگونه میباشد؟

 

همه افغانها در تلاش هستند تا خرج ومخارج خود را تامين کنند.از يک سو گراني کالا ها و از سوي ديگر دستمزد هاي پايين ما را بر اين داشته که هر کاري که از عهده آن بر مي آييم انجام دهيم.در کار هاي ساختماني حد اکثر دستمزد يک کارگر 7000 تومان است در حالي که نان  هر عدد 75 تومان شده.کرايه خانه ها به مردم فشار آورده ودر اين اثنا پيدا مي شوند افرادي که دستمزد کارگران را به بهانه هايي نمي دهند ويا کمتر از حد انتظار ميدهند.بسياري از افغانيهاي مهاجر يا به کار دست فروشي مشغول اند و يا از کارهاي سنگين درآمد دارند.اگر يک افغاني در ساختمان در حال ساخت اتفاقي برايش بياوفتد اصلا مهم نيست و کار فرما خيلي ساده از آن مي گذرد، تنها دلیلش هم این است که  ما افغانی هستیم .اين است نمونه اي از حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران

 

4-:در صورت بازگشت به افغانستان چه سرنوشتی در انتظار اخراج شدگان خواهد بود؟

 رژيم اسلامي ايران طرح بازگشت مهاجرين افغان از اين کشور را به صورت اجباري و ضربتي عملا در دست اجراء گذاشته است اين طرح اخراج اجباري در حالي صورت ميگيرد که افغانستان هنوز در بحران چندين ساله ي گرفتار است که  از دخالت  کشور هاي همسايه از جلمه رژيم اسلامي ايران ناشي ميشود.صدور انقلاب اسلامي از سوي اين رژيم به بيرون از مرزهاي ايران و همسايگي افغانستان رو به بحران آن روز, با اين کشور بستر مناسب براي صادر نمودن انقلاب اسلامي از سوي اين رژيم شناخته شد.يکي از نتايج زيانبار اين دخالت ها که منجر به  سرازير شدن چند ميليون مهاجر به سوي مرزهاي کشور هاي همسايه شد,که با اين ياد آوري  جمهوري اسلامي به رهبري آيت الله خميني مرزهاي کشور هاي اسلامي را  در شعار از ميان برداشت اما جمهوري اسلامي پس از آقاي خميني نه تنها مرز هاي جغرافيايي به خود گرفت بلکه مرزهاي مذهبي,نژادي و سياسي گونا گون ديگر را نيز ترسيم نمود.اگر بدون تعارف به اين مسئله بپردازيم حضور امريکا و غرب در افغانستان ميتواند گزينه ي مناسب باشد که رژيم اسلامي ايران با اخراج اجباري صدها هزار مهاجر افغان به افغانستان و از همين گزينه با ايجاد بحران انساني و اجتماعي در کشور که امريکا و غرب ظاهرا در پي تثبيت حکومت مردمي و با ارزش هاي دموکراسي هستند و با بنيادگرايي در حال مبارزه که به نوعي دست اين رژيم را کوتاه ساخته است براي اين رژيم اسلامي غير قابل تحمل بوده و با اخراج مهاجرين و بحران سازي در داخل افغانستان مخالفت خود را ابراز کند.از آنجاي که رژيم اسلامي ايران امريکا را دشمن قسم خورده خويش تلقي ميکند اگر دست بازتر در امور داخلي افغانستان داشته باشد از هيچ دسيسه ي به هر قيمت دريغ نخواهد کرد همانطور که در گذشته ها  انجام داده است.پناه دادن به گلبدين حکمتيار و اجازه فعاليت حزب اسلامي در داخل خاک ايران و پنهان نمودن افراد القاعده فراري و اجازه عبور از اين خاک به کشور هاي مقصد را ميتوان به عنوان نمونه از آن ياد آوري کرد-ايجاد مراکز جاسوسي در افغانستان تحت پوشش (دفتر نمايندگي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران)  در کابل و جلب و جذب عوامل براي وزارت اطلاعات  ايران در ايجاد کورسهاي آموزشي براي خبرنگاران تحت سرپرستي آقاي فلاح ( سرباز گمنام اين رژيم ) به عنوان رييس نمايندگي راديو و تلويزيون ايران در سالهاي 1381 و  1382 از ديگر موارد دخالت اين رژيم در امور داخلي افغانستان به شمار ميايد.از پيامد هاي ناگوار  اخراج مهاجرين به اين شيوه غير انساني توسط  اين دولت,اکثر کساني که دستگير و اخراج مي شوند. خانواده هايشان هيچ اطلاع از سرنوشت فرد اخراج شده ندارند و اکثر اخراج شده گان سرپرست و نان آور اين خانواده چشم براه است-اخراج شده گان که همان کارگراني هستندکه با لباس  کارگري از محل کار و چکمه  به پاه با حقارت و توهين ضرب و شتم نيروي انتظامي  بدون آنکه با کارفرما  تصفيه حساب کرده باشند و مزد کارشان را  گرفته باشند به آنسوي مرز رانده ميشوند و صاحب کاران سودجو از فرصت استفاده سوء نموده وهرگز پول کارگر که ماه ها براي آن عرق ريخته است پرداخت نميکنند که اين هم نوع حمايت از حق کشي هاي اين دسته از صاحب کاران توسط دولت ايران محسوب ميشود.

واین است عاقبت  زندگی در ایران.پس از ماهها دست مزد را نمی دهند یا هرگاه بدهند به بهانه هایی از دست مزد می کاهند.یک فرد که مدت ها در ایران کار کرده و بدون هیچ پولی بدین شکل به افغانستان باز گرداننده می شود,چه دارد که به

خانواده خود عرضه کند .او که  برای خانواده خود تلاش کرده و تلاشش این گونه جواب داده شده چه می تواند بکند.در افغانستان به دلیل سالها جنگ و آوارگی افغانها, هیچ چیزی نیست که بتواند مردم را به مدت طولانی سر پا نگه دارد.اکثرا دوباره به ایران آمده اند .سیاست ایران یک سیاست دوگانه و کثیف است.به افغانها فشار می آورد تا زندگی را بر آنها تلخ کند تا هم از این رو به جهانیان بفهماند که ایران مقتدر است و کارهایش را با قلدری انجام می دهد و از طرف دیگر به امریکا و اروپا بگوید که شما  در افغانستان نمی توانید که راه را هموار کنید .اگر امروزه افغانها تحت ظلم و ستم هستند نتیجه سیاست های غلط و فریب کارانه دولت های ایران و پاکستان است-من از افغان هایی که از این طریق اخراج می شوند,می خواهم که  با کارهایشان  هرگز اجازه ندهند که دولت ایران به آنها کوچکترین بی حرمتی را بکند.

بسیاری از اخراج شدگان بدلیل بدهی  زیادی که داشتند و حق خوری کارفرمایانشان, زندگی شان را از دست داده اند و با مشکلات بسیاری از قبیل از دست دادن خانه و زمین تا طلاق همسر و عروس کردن دختر شان در سن و سال پایین رو به رو شده اند.

 

5: وضعیت کودکان افغانی در ایران از لحاظ درس خواندن و کودکان افغانی که به دلیل فقر مادی  مجبور به کار کردن  هستند  چگونه میبینید؟

 

 بسیاری از کودکان افغان مجبور هستند تا در سنین پایین کار کنند و بخشی ازمخارج زندگی را تامین نمایند.زیرا دولت  بخش نامه کرده است که تا افغانها مبالغی را به حساب دولت نریزند از ثبت نام آنها   جلوگیری شود.برای دوره راهنمایی مبلغ چهل تا هفتاد هزار تومان می گیرند.در یکی از مدارس تهران از اولیای دانش آموز خواسته اند که علاوه بر 45 هزار تومان ,مبلغ 35000 تومان جهت کلاس تقویتی و مبلغ 1000000تومان اضافه بپردازند در غیر این صورت فرزند انها را به دلیلی اخراج می کنند.وقتی چنین شرایطی را پیش رومیگذارند که هرکه دارد درس بخواند و هرکه ندارد به سلامت , در این صورت بسیاری از افغانها که کارگر هستند نمی توانند که فرزندانشان را به مدرسه بفرستند و از آنها برای انجام کارهای افراطی جهت کمک خرجی بهره می برند.من هر روز شاهد کودکانی هستم که با سنین پایین دست فروشی میکنند.آن هم در این هوای بسیار سرد.شاید هر کدام روزی 3000 تومان هم در آمد نداشته باشد اما مجبورهستند که کار کنند تا زنده

بمانند.در بسیاری از کارگاه های تولیدی با دستمزد هفته ای 5000 تومان کار می کنند.آیا در چنین شرایطی کودکان ا فغان را می توان یاری نمود در چنین کشوری که حتی مراکز آموزش خصوصی را که برای افغانها درس می دهند

را تعطیل می کنند.کودکان نیز چون بزرگسالان  از حمایت دولت برخوردار نیستند چون هرچه نباشد آنها افغان هستند دولت به جای اینکه با افغانها مانند دیگر پناه جویان برخورد کند مانند شهروندان درجه سه برخورد می کند به جای اینکه فرزندان را به در س خواندن تشویق نماید و به آنها امکانات درس خواندن دهد شرایط طوری تنظیم می کند که انها از درس و مدرسه فرار کنند.

 

 6:پیام شما به مردم و  سازمانهای مدافع حقوق انسان در این باره چی میباشد؟

 

    هم وطنان من از هرات هستم .وطنم را دوست دارم اما شرایط بد اجتماعی باعث شده که من و شما آواره کشورها شویم .اگر در وطنم صلع و امنیت بر قرار باشد من خالصانه به وطن باز می گردم وعاشقانه به کشورم و مردم خدمت می کنم و هرگز منت دولت ایران را نمی کشم .مردم ایران هم از دولت ناراضی هستند  اما اینها ظاهر قضیه را همیشه می بینند و تا پی به باطن می برند کا از کار می گذرد.من در تابستان دریک مغازه شاگرد بودم.تابستان تمام شد اما صاحب کارم نمی گذاشت که کارش را رها کنم چون به او خیانت نکردم.تمام حساب و کتابش دست من بود .درست یک هفته بعد از من او یکی از اقوام خود را آورد که جای گزین من کرد اما بعد از چند روز همان شخص ,دخل مغازه را زد و مبلغ 500000 تومان را دزدید.

این است یک افغان .افغانها در ایران به کسی خیانت و تجاوز نکردند مگر کسانی که در ایران حقشان خورده شده و دولت آنها را بی گناه به زندان انداخته و آنها را آواره تر کرده.من  امید وارم که افغانستان به همان روزی برگردد که دولت ایران از یک مرز نشین افغان وحشت داشت.

با تشکر از مصاحبه خوبتان

 

با تشکر بسیار فراوان از آقای برهان دیوار گر که او هم مانند ما افغانها در ایران طعم تلخ اسارت و حقارت را چشیده است.

www.kefghan.blogfa.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در 85/10/04 و ساعت 15:53 |

کودکان در ایران، نیازمند بیشترین حمایت

 

 

وضع کودکان در ایران تکان دهنده است و میلیونها کودک در ایران در منگنه فقر و محرومیت گرفتارند.  طبق آمار های رسمی دولت ایران،  که معمولا بسیار کمتر از واقع را بیان میکنند، یک میلیون و هشصد هزار کودک در ایران از تحصل محروم اند. و برای مثال از میلیونها کودک کار در ایران  فقط در استان همدان به تنهایی 36 هزار کودک در کارگاههای زیر زمینی و بدون کمترین امکانات تهویه و یا حرارتی در سرما و گرمای کشنده تابستان و زمستان با یک چهارم دستمزد، کار میکنند. 

 

در دنیای امروز میزان احترام به حقوق کودکان از مهمترین نشانه های انسانی و متمدن بودن هر جامعه ای است. و برعکس میزان بی حقوقی و محرومیت کودکان خصلت نمای عقب ماندگی و محرومیت کل جامعه است. نگاه گذرایی به  وضعیت تکان دهنده کودکان در ایران عمق بی حقوقی همه مردم در تمام وجوه زندگی را بیان میکند. 

 

آمار محرومیت یک میلیون و ششصد هزار کودک از تحصیل و 36 هزار کودک مشغول کار شاق در کارگاههای زیرزمینی، در شرایطی منتشر میشود که صدای عوامفریبانه "عدالتخواهی" احمدی نژاد  و ادعاهای وقیحانه او در مورد "دستاوردهای بزرگ ملت ایران" ، گوش فلک را کر کرده است. موفقیتها و دستا وردهایی که جز سیه روزی و عقب ماندگی برای مردم ایران ارمغان بیشتری نداشته است. واقعیت این است که با وجود منابع طبیعی و زیر زمینی و  استعداد های جوان در ایران،  با حاکمیت امثال احمدی نژاد، جز فقر و بدبختی و بی حقوقی و محرومیت بیش از پیش کودکان، چیزی عاید مردم ایران نشده است.

دولت ایران از سال 1372 کنوانسیون حقوق کودکان سازمان ملل را امضا کرده است. و  از زمان  امضای پیمان نامه مذکور نه تنها قدمی در جهت بهبود وضعیت کودکان بر نداشته است بلکه وضعیت کودکان سال به سال به مراتب بدتر و وخیم تر از گذشته شده و این سیر همچنان ادامه دارد.

 

هر عابری که در هر کوچه و خیابان و شهری در ایران قدم بگذارد کودکان کار را میبیند که چگونه بدنبال یافتن لقمه نانی برای خود و خانواده شان به هرکاری تن میدهند! کودکان کار و کودکان خیابانی و کودکان باز مانده از تحصیل که اجبارا در دادم باندهای تبهکار می افتند، به صورت توزیع کنندگان مواد مخدر از آنها استفاده میشود،  و مورد شدید ترین سو استفاده های جنسی و جسمی قرار میگیرند . کودکانی که نه تنها خود امکان اعتراض به وضعیت اسفبار خود را ندارند  بلکه مدافعین آنها هم توسط دولت بعنوان "جاسوس خارجی" و "رابطه با اپوزیسیون" بازداشت و زندان و شکنجه نصیب شان میشود. این معنای پیوستن جمهوری اسلامی به کنوانسیون حقوق کودک است.

 

طبق ماده ۲٨ کنوانسيون حقوق کودک برخورداری از آموزش و پرورش حق تمامی کودکان زیر 18 سال است و دولت بايد امکان آموزش ابتدايی و رايگان و اجباری را برای همه کودکان فراهم کند. و ماده ٣۲ همين کنوانسيون میگوید،  کودکان بايد در برابر کاری که رشد و سلامت آنها را تهديد مي‌‌کند حمايت شوند. بعلاوه به کار گماردن افراد کمتر از ۱۵ سال طبق ماده ۷۹ قانون کار جمهوری اسلامی ممنوع است  و کار فرمایی که این تخلف را بکند مورد پیگرد قانونی قرار خواهد گرفت. همچنین کنوانسیون میگوید که، وظیفه دولتهای عضو این پیمان نامه است که با بالا بردن فرهنگ عمومی و تامین نیازهای مالی  جلوی کار کودکان گرفته بشود. امضا این پیمان نامه و قوانین حمایتی از کودکان برای دولتی که نه تنها کمترین امکانات و حمایتی برای کودکان تامین نمی کند،  بلکه فعالیت در احقاق حقوق کودک را جرم محسوب میکند و فعال حق کودک را راوانه زندان میکند، یک عوامفریبی و دیپلماسی آشکار و وقیح است.

 

در واقع  معضل کودکان کار و محرومیت کودکان در ایران بخشی از پیکره حاکمیت است. وضعیت کودکان در جامعه ایران به دلیل قوانین مذهبی و سنتی حاکم  بر جامعه بسیار اسفناک تر از دیگر اقشار جامعه است. آسیب پذیری فیزیکی و روانی کودکان، این بخش از جامعه را بیش از همه در معرض انهدام قرار میدهد. فقر و فلاکتی که برای بزرگسالان هم قابل تحمل نیست و گریبان دهها میلیون کودک در ایران را گرفته است، محصول نظام اسلامی در ایران است. فقر و فلاکتی که باعث شده است که خانواده ها،  مخصوصا خانواده های پر جمعیت،  کوکان و جگرگوشه های خود را در ازای مبلغ ناچیزی که روزانه به آنها پرداخت میشود به دست عده ای کارفرما که بویی از انسانیت و وجدان نبرده اند بسپارند. کارفرماهایی که این کودکان بی دفاع و بی گناه  را از آغوش پدر و مادر گرفته و چون برده های زر خرید با آنها رفتار میکنند و از آنها بهرکشی جسمی و جنسی میکنند.

 

اما کودکان در ایران تنها قربانیان کارفرما و دولت نیستند. کودکان به این دلیل که امکان و توانایی دفاع از حقوق خود را ندارند به طور سیستماتیک مورد انواع سو رفتارها، خشونت ها، توهین ها و بی حرمتی ها، چه از جانب  اولیا و چه از جانب جامعه قرار میگیرند. برای مثال  پدر و مادر و افراد بزگسال خانواده حق خود میدانند که بر اثر یک اشتباه کوچک  کودکان خود را مورد تنبیه  و رفتاری های خشن قرار دهند. کودکان زیادی بر اثر این خشونت ها جان خود را از دست داده اند. خشونت علیه کودکان در مناسبات خانوادگی و توسط بزرگسالان در ایران  حمایت قانون را هم همراه خود دارد. قانونی که پدر و مادر را حاکم  بر سرنوشت کوکان کرده است و آنها را چون ملک والدین در معرض هر تعرضی بدون حمایت رها کرده است. در ایران سالیانه کودکان بسیاری جان خود را به خاطر این خشونت ها از دست میدهند. و هیچ مرجعی هم که کودکان را در برابر  این تعرض آشکار مورد حمایت قرار دهد، وجود ندارد.

راه چاره چی است؟

چه باید کرد تا دیگر شاهد چنین وضعیت اسفناک و دردآوری در جامعه نباشیم.

در مرحله اول باید خانواده و در قدم بعدی جامعه و خود کودکان را با حقوق خودشان آشنا کرد و احترام به حقوق کودکان،  به عنوان انسان کامل، را به فرهنگ همه مردم و فرهنگ غالب تبدیل کرد. باید قوانین  مذهبی و نگرش سنتی حاکم بر جامعه، که کودکان را ملک شخصی بزرگسالان محسوب میکند، را تماما لغو کرد. باید برای   کودکان یک جامعه مرفه، آینده بهتر و پر از شادی ، رفاه ، صلح و یک دنیایی که در آن دیگر شاهد هیچ نوع   استثمار و بهره کشی از کودکان نباشیم، ساخت!

 

مسبب وضعیت اسفبار کودکان در ایران،  سیاستهای غلط و ضد انسانی سران جمهوری اسلامی ایران است. حکامی که با وجود در اختیار داشتن  منابع طبیعی و زیر زمینی غنی و تصاحب یک جامعه مملو از ثروت و امکانات، چنان ریشه فقر و فلاکت را در ایران کاشته اند که جز برکناری سران آن و تغییر نظام هیچ راه دیگری برای ریشه کن کردن طاعون فقر و فلاکت در ایران که بیش از همه کودکان را قربانی خود میکند، نیست!  

 

وظیفه هر انسان آزادیخواه و نوع دوست است که در برابر  نقض مستمر  و آشکار  حقوق کودکان  اعتراض کند و  برای جلوگیری از کار کودکان و هر نوع کودک آزاری در یک صف متحد در برابر قوانین پوسیده و ضد انسانی حاکم بر جامعه همگام و همدل پشتیبانی خود را از حقوق کودکان اعلام نماید.

به امید اینکه دیگر در هیچ کجای دنیا شاهد کودکان کار و کودکان خیابانی، کودکان گرسنه  و کودکان محروم از تحصیل، نباشیم. به امید روزی که بتوانیم جامعه ای بسازیم که  کودکان در آن بتوانند به جای کار و خیابان خوابی،  تحصیل کنند  و از زندگی زیبای دوران کودکی شان لذت ببرند.

برهان دیوارگر

Borhandivargar2006@yahoo.com

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در 85/10/04 و ساعت 15:52 |

گزارش لحظه به لحظه از تجمع ۱۵ آذر در دانشگاه تهران

لینگ وبلاگ خبری تجمع ۱۵ آذر

http://15azar.blogfa.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در 85/10/04 و ساعت 15:51 |